السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

697

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بدانند و كوشش كنند در پژوهش جايگاه احكام و پالايش و استخراج آن‌ها ، كه اين امر برايشان بهتر است از تمسّك به آن‌چه رافضىها از عسكريين و امثال آن دو نقل مىكنند ! ! چون هريك از اينان داناتر به دين خدا و رسولش از خودِ عسكريين مىباشند ! ! پس اگر يكى از آن دو فتوايى بدهد ، مراجعه‌ى او به اجتهادش اولى از مراجعه‌ى او به فتواى يكى از آن دو نفر است ، بلكه بر او واجب است ! ! پس چگونه خواهد بود اگر نقل رافضىها از آن دو نفر بوده باشد . و بر عسكريين و مانندشان واجب است كه از يكى از اينان بياموزند ! ! » « 1 » اين سخن بر اعلميّت محمّدبن‌جرير طبرى بر دو امام معصوم عسكرى صراحت دارد كه آن دو ، امام علىّبن‌محمّد هادى و امام حسن‌بن‌على عليهما السلام مىباشند و اينكه بر آن دو واجب است كه از او و امثال او بياموزند . از گمراهى و كفر به خداوند متعال پناه مىجوييم . اين صريح گفته‌ى او درباره‌ى طبرى است ، امّا در عين حال ، به ديده‌ى عبرت به صحيح دانستن حديث « مدينة العلم » توسّط طبرى نمىنگرد ؛ بلكه جسارت مىكند و آن را از حديث‌هاى ساختگى مىشمرد ، و اين نيست جز از شدّت عناد و تعصّب فراوان . و خداوند حسابرس او و امثال او است و هم اوست انتقام گيرنده از دشمنانش با عقاب‌هاى رسوا و خواركننده . ستايش ابن‌تيميّه از حاكم و از كسانى كه حديث « مدينة العلم » را نقل و آن را صحيح دانسته‌اند حاكم نيشابورى است . ولى ابن‌تيميّه به روايت حاكم و صحيح دانستن و كوشش‌هاى

--> ( 1 ) . منهاج السته 4 / 231 .